من اینهارو نوشتم . اما شما جدی نگیر! - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 2:39
ای کاش میتونستم در جواب کسی که ازم میپرسه خوبی؟(چطوری؟) میگفتم .... نههه اصلاً خوب نیستم . اصلاً خسته شدم ... خداوکیلی خسته شدم بدنم و ذهنم خالی شده از هر چه نکته مثبت ... دیگ خسته شدم از این که خود
چی شد که انقدر پر از حس خوب شدید! - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
بعضیا خیلی خوبن، انقد خوب که فقط به اسمشون نگاه میکنی کلی حس خوب بهت میدن...یا حتی وقتی یادشون میفتی یه لبخند گنده میاد رو صورتت. حسودیم میشه بهشون، که انقد دوسشون دارم +امیدوارم همیشه برام بمونید!
از قدیم همینجوری بودیم:| - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
مامانم زنگ میزنه به خواهرم بعد از سلام واحوال پرسی سعی میکنه گزارشات رو بده که ازون طرف خواهرم ، میگه اره میگفت بق بقو ... مامان از یه جایی دیگ شروع به حرف زدن کرد و هر بار سعی مامی بنده با شکست مواجه
شاتل - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
اصلاً فکر نمیکردم این قطع و وصلی مودم انقدر بیخ پیدا کنه :/در این حد مجبورم کنه کاری که بلد نیستم و این پاسخگو آنلاینم توضیح داد و من الکی گفتم اها گرفتم رو انجام بدم ؛ مودم رو ببرم سر خط مخابرات -_- من تا حالا پریز مخابرات رو ندیدم تو خونمون !؟! نمیدونم چیه داره نویز میندازه به جون مودم و اینترنت م...
ارسالی از خواهرِ بق بقو - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
+منم در جواب نوشتم برای ما 1300 کیلومتر تا لب دریاست -_- :))
خواب - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
دیشب کلی خواب دیدم ... تیکه تیکه هیچ کدومم به هم ربط نداشت فقط دوتاش یادمه اولیش این بود که بهم گفتن خانم، استاد مشاور شما استاد فلانی نیس که گفتم پس کیه گفتن استاد م ... یعنی بهتر بگم این تیکه خوابم
اگر گوشیه منه پس میمونه :)) - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
چقدر خوش حال شدند از این که گوشیم خود به خود خودشو ریست کرده و چقدر بیشتر خوش حال شدند از اینکه بعد از ریست دیگ روشن نشد. بهش گفتم اگر تو بمیری، بعد تو دیگ هیچ گوشی نمیگیرم . گوشی نارنجیِ نادرِ قشنگم.
خنده نمایشی - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
این ضعف آدمو میرسونه که وقتی کارش جایی از این دنیا گیر با همه عالم و آدم سر جنگ داره ...البته جنگ من بی تفاوتی است. نمیدونم این حجم از بی تفاوتی من عادیه یا نه اما در حال حاضر هیچی برای من جذاب نیست . هیچی و آخر ذوق من یک لبخند
خندوانه - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
چقد همو بغل میکنند بغلاشونم واقعیه هاا...
یه پیش بینی - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
ابوطالب و امیر حسین قیاسی اینا میرن بالا یعنی دوست دارم این دوتا برن :))
مگه نصف شبم عنوان لازمه؟:| - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
هوشنگ ابتهاج گویند که ... نمیدانم چه میخواهم بگویم / غمی در استخوانم میگدازد حتی نمیدانم چرا انقدر پست میذارم. نمیدانم چرا انقد پستهای کوتاه میذارم اما میدونم غمی در استخوانم میگدازد. ازین غم درون استخوان بگذریم . امروز یکی از استعداد های مخفی مامانمو کشف کردم . اونم اینه که خیلی خوب تقلید صدا میکنه...
ادمی که برنامه نداره وضعش خرابه ... - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
اگر من از فردا، ظهرا یا بعد از ظهرا خوابیدم دیگ :((( یک جوری الان خوابم نمیاد که انگار هنوز ساعت ۶ بعد از ظهر دلم میخواد یه جایی بود میرفتم انقد میدوییدم تا شدت خستگی دیگ هیچ انرژی نداشتهه باشم :(بعدم بگیرم بخوابم صبح زودم بیدار میشدم و ادامه ترجمه مقاله... هووفف:(
من نمیدونم کی تموم میشه ! - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
جا داره کلی کلمه نا آرام نصیب استاد مشاورم بکنم . اعصاب منو داغون کرده با این جواب ندادَناش و نصف و نیم و جواب دادَناش . فقط میگه با ایمیل در ارتباط باشیم خب اِی ... اح :(
چالشی به دعوت هاژمحمود :) - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
1. اگه بخواین وبلاگستانو برای یکی معرفی کنین چطور توصیفش می کنین؟ عرضم به حضورتان که وبلاگستان دنیا بسیار عجیبی هست. و من اینو خیلی مطمئن میگم که اگر با همچین فضایی آشنا نمیشدم قطعاً اینی که الان بود
چالش به دعوت عینکی جان :) - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
حالا من هر چی در گذشته چالش شرکت نکردم دیگ الان عوضش شرکت میکنم :| (جدی نگیرید) فقط الان منو آقای صفایی نژاد باید ببخشند یادمه یه ایشون هم گفتم یک پست برای نویسندگی کتاب میذارم اما شرمنده یادم رفت تا
گاهی به آرشیو وبلاگتان سری بزنید - تاریخ: 1397/6/2 ساعت: 5:07
وقتی میری نوشته های مثلاً شهریور 94 رو میخونی ، و میبینی چقد اون آدم قدیمی نیستی . باخودت میگی چقد خوب شد اینو نوشتم هاا چقد خوب شد این پست موقت رو حذفش نکردم هااا دلت تنگ قدیم میشه ... من قدیم شاد تر بودم :) یکی از پست های شهریور 94 ... چقد خاطره برام زنده شد وقتی بهش گوش دادم اینجا +حتی کامنت هایی...
... - تاریخ: 1397/3/25 ساعت: 23:35
چقدر دلم تنگ شده برای نوشتن قدیم ... با اسم مجازی بق بقو چقدر چقدر... حتی اگر صدتا وبلاگم درست کنم ولی هیچی اینجا و بق بقو نمیشه ...
ساکت فریاد کشیدم - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 14:55
زمانی که فکر میکنی یکی از بیچاره ترین آدما هستی .وقتی که اینقدر به قلبت فشار اومده که منتظری نه شاید دعا میکنی دیگ نزنه و بایسته . وقتی که از زمین و زمان شاکی و فقط به خدا و امام رضا، غر غر و شکایت که میکنی( خصوصاً به امام رضا) و هیچ کس و هیچ چیزی امید نداری ... یکی به گوشیت زنگ میزنه ، یکی که تا حا...
دیگ تا این حد مطمئن نبودم که شدم :) - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 18:42
+ الان موضوع استوری اینقد مهم که با من داری بحث میکنی؟ _ خب سوال کردم :/ + یعنی موضوع این استوری از حال من مهم تر ... یعنی تو این همه مدت یه بار شد حال منو بپرسی بگی چه مرگتِ چرا حرف نمزنی؟ بگی زنده ای؟ مرده ای؟ ... خیلی بی احساسی به قرآن _ سکوت + یعنی روی یخ رو هم تو کم کردی ... ادم اینقدر سرد ... ...
الهی ...(: - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 18:42
دریافت متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False">

برچسب‌های مرتبط

شنیدی که میگن | شنیدی که میگن مرده و قولش | دیدم به خواب آن آشنا دارد می آید | بسم الله الرحمن الرحيم | بسم الله | بسم الله الرحمن الرحیم | بسم الله ماشاء الله | بسم الله ارقيك | بسم الله مجریها و مرسیها | بسم الله الرحمان الرحیم