ای کاش میتونستم در جواب کسی که ازم میپرسه خوبی؟(چطوری؟) میگفتم .... نههه اصلاً خوب نیستم . اصلاً
خسته شدم ... خداوکیلی خسته شدم
بدنم و ذهنم خالی شده از هر چه نکته مثبت ...
دیگ خسته شدم از این که خودم به خودم روحیه بدم و حالمو خوب کنم .
خسته شدم . از این که بگم من میتونم ... اینا که چیزی نیست ...من میتونم
همینقدر بگم .. انقدر خستم که از صبح هر وقت تنها شدم شروع کردم یه اشک ریختن ...حتی همین الان هم ... اصلاً دست خودم نیست ...
داشتم فکر میکردم ... چه روز غمگینی بود. امروز چند شنبه بود حالا؟ سه شنبه ...اها همونه مثل همیشه سه شنبه های من تلخ و بی حوصله هستند.
خیلی چیزها حالم رو میگیرند. کی تموم میشن کی تموم میشم نمیدونم !؟؟!:)
من بررسی از مرجع اینهارو طبق کپی رایت بررسی از مرجع نوشتم طبق کپی رایت . اما شما جدی نگیر!
**تا مدتی دیگه اینجا نمینویسم، از اشنایان میخونند و اصلاً برای من خوشایند نیست:)
**حالتون خوب و دلتون شاد ....
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی