خرید بک لینک

مامانم زنگ میزنه به خواهرم بعد از سلام واحوال پرسی سعی میکنه گزارشات رو بده که ازون طرف خواهرم ، میگه اره میگفت بق بقو ... مامان از یه جایی دیگ شروع به حرف زدن کرد و هر بار سعی مامی بنده با شکست مواجه میشد و خواهرم میگفت اره اتفاقا تعریف کرده. خلاصه تلفن قطع میشه

مامان: یعنی دستشویی هم میری بهش میگی؟!؟!:|

من:

مامان:انقد که بهش اطلاعات میدی وقتی اینجا بود اطلاعاتت نداشت

من: درست دوره نمیشه بی خبر بمونه که،میشه؟!


+من واقعا دلم تنگ شده

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

صفحه بندی