خرید بک لینک

زنگ زدم به برادر

من : سلام x خونه ای ؟

برادر:سلام بله

من :میتونی منو تا یه جایی ببری؟

برادر: کجا مثلاً

من :خونه دوستم ؛ کار دارم باید چیزی ازش بگیرم

برادر: خونشون کجاست ؟

من :همون خیابون دانشجو دیگ

برادر :منظورت دانشگاه ؟

من :هااا همون -_-

---------------------------- در راه برگشت از خونه دوست

من :این میدون لاله رو هم آخرش آبشاریش کردن (اعتماد به نفس تو اون لحظه داشت خفم میکرد :|)

برادر :منظورت فواره ایه ؟!؟! :)))))

من :همون -_- :)))))

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 25 فروردين 1396 ساعت: 2:18

صفحه بندی